از کجا شروع کنم؟

وبی خواهد بود تا آنچه را آموخته و می دانم ، یا یادداشت برداری کرده ام را برای دیگران شرح دهم .

از کجا شروع کنم؟

حقیقتا نمیدانم از کجا شروع کنم؟ 
 
عطار میگه : 
 
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس 
 
                     خود راه بگویدت که چون باید رفت 
 
همین الان که داشتم فکر میکردم ، که پیش خودت تکرار کن تا یادت نره. 
 
هارادان باشیلان ائلم ؟ 
 
له کوره شورویی بِکم ؟ 
 
آره دیگه ، از کجا شروع کنم؟ که یکدفعه یادم افتاد:  تحریم یادت نره . 
 
ولی خوب کسی که نمیتوانه منرو از این چیزها جدا کنه ، پس هروقت دلم خواست می نویسم. فقط یک موضوع می ماند. آنهم اینه که ؟ آخه تا کی میخواهید اذیت کنید. اگه قرار بود کسی ننویسه چون به مثلا : عمو نقی بر میخوره ، پس چطوری تحقیق رو شروع کرد چطور نقد کرد ؟ چطور چطور ؟ 
 
واقعا خسته نشدید ، حداقل بگذارید یک تحصیل کرده ای بین شما باشد. با منم زدن هیچی حل نمیشه! این که من می نویسم بدون غرض و مرض است ولی در حقیقت چاه هم هست ، پس فقط برای آگاهی بخوانید و رد شوید. بدلایلی چاپ نمیشه ولی اینجا اشتراک میگذارم پس استفاده کنید. من به بچه‌های ایران و دیگر فارسی دانان امید داشتم ولی هیچ. عجب بابا! 
 
حالا نظرت بنویس ولی اصرار نکن! آخه من با این همه سال خواندن کتب مختلفه از چندین منظر ، نمیدانم! نمی فهمم! کودنم! 
 
مهم 
 
این مطلب مهم بخوانید ، در جایی بودم. نویسندگان کتب خود را بالا و پایین می کردند ، آخر سر برای غلط یابی منت سر بنده گذاشته شد تا بررسی کنم. 
 
چقدر آنروز جر و بحث کردم ، آرام آرام تکمیل میکنم ولی چند مورد را می گویم. 
۱. غلط املایی ایشان فوق‌العاده زیاد بود. 
 
۲. در برخی متون تاریخی باید حالت حکمی نوشت که انگار دعوای کودکانه نوشته بود. 
 
۳. زبانم مو درآورد که از جمع مکسر عربی استفاده نکنید و چون نفهمیدند دعوا شد. 
 
۴. اوزان عروضی بلد نبودند و ترجمه میکردند. 
 
و...... که در خلال ماجرا می نویسم ، مثلا آگاهی اندکی داشتند و می نوشتند که فایده‌ای ندارد. 
 
حرف مرا نمی فهمیدند و حاضر هم نبودند یاد بگیرند ، مثلا اعراب با حرکات متفاوت است. حال فرد مورد نظر اعراب حرف اول کلمه را می خواست برای تلفظ! خوب من هم میگفتم اعراب ندارد بخدا که ندارد و تا می خواستم شرح دهم دیگر...... 
 
و دیگر اینکه بر سر لسان عربی یکبار حرف پیش آمد و مرا متهم کردند به سفسطه و مغلطه در کلام و لسان دین! بعد از دفاع از خودم و خرفهم کردن ایشان ، قسم خوردم جز به حاجت خودم عربی معنا نکنم. 
 
این عکس رو ببینید. 
 
ترجمه ترکی و عربی آن بخوانید. 
در مورد زبان عربی و فارسی دری که زبان بهشت است.



میگه : این شهرک « آذربایجان » رعایا و دهقانان زبان خودشان دارند. اما شعرای عارف با ظرافت کلام و نزاکت پهلوی و مغولی است. 
و این دو زبان کهنند. 
زبان شهری ها با کلمات اولا : دهقانی ، دری ، فارسی ، غازی ، پهلویست. 
فارسی در حق زبانیست که کمال پاشازاده معروف به دقایق الحقایق در موردش آورده : « گفت در تفسیر دیلمی : سوالی مابین رسول الله و میکائیل که آیا تعالی به فارسی هم هست ؟ گفت : بله 
رسول گفت : زبان اهل جنت عربی و فارسی دری است.
 
 
 مطلب را روشن بیان کردم ، یعنی اینکه دیگر بجز فارسی نمی نویسم. اول اینکه برای عموم می نویسم ، دوم آنکه چرا مرکز گریزی ؟ زبانها هریک دارای ارزش معنوی هستند ولی بهترست من با کوله بار دانشم ، البته مدعی نیستم و در حد خودم ، فارسی بنویسم بهترست. 
عربی و دستور زبان فارسی و.... را هم چون میخواهم تدریس بگیرم شاید نوشتم. و بیشتر برای استفاده شاگردان خواهم نوشت.
 
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.